☚♥♥♥☛
دست هایت پل آرزوهای من
آغوشت امن تـرین جای دنیـا
نوازش هایت مرهم کهنه زخـم هایم
چشم هایت ساحل آرامش دل طوفان زده ام
پلک نزن ، بگذار اسارتم را به نظاره بنشینم
واما ...
لب هایت گرمابخش بر دل ســردم
وااااای اگر سهم من از زنـدگی تو باشـی
میان آتش مثال ابراهیم خواهـم رفت
ُ
تقدیم به عشقم
ولی چه بسا که یک طرفه هس
هی لعنتــــی !
مـــن مــــــی روم !
تـــو مـــــی مــــانــی بــا دنـیــایـــی از خــــاطـــــرات
راســتـــی آن روز کـــــه دلـــــداده تــو شــــدم یــادت هست ؟
از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن . . . !

من ديوانه ي آن لحظه اي هستم که تو دلتنگم شوي
ومحکم درآغوشم بگيــري
و شيطنت وارببوسيم
و من نگذارم!
عشق من،بوسه با لجبازي ، بيشتر مي چسبد!

گریه کردم ولی ندیدی اشک هایم را
برایت تب کردم ولی به من برچسب همیشه بیمار بودن زدی
خواستم برایت بمیرم گفتی اگر مرا دوست داشتی این کار را نمیکردی
غرور و هستی ام را برایت به باد دادم اما تو نگاهت را به دیگری دوختی
دست هایم تنها تر از همیشه شد اما دست های تو در دست دیگری بود
انتظار انتظار انتظار......رفیق تنهایی هایم انتظار شد و بس
نوشته شده در پنج شنبه 23 مهر 1394برچسب:عشق ,,,عاشقی ,,,دوست داشتن ,,جملات عاشقانه, ساعت
14:8 توسط ☚♥♥♥☛ يک نظر
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |