☚♥♥♥☛
میخواهم راحت باشم.... بی جسارت و بی خجالت... در جواب چه خبرها؟؟ چشمانم را ببندم و بگویم ناخوشی................. کاش میدانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته.... آن وقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که.... بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرمپ آرامش ملیح در گوشه چشمانم...مانند بارانی بروی شیروانی.... اما.... ناودان ندارد..!!
غصه هایم
نوشته شده در شنبه 02 مرداد 1395ساعت
11:19 توسط hiwa20
ارسال نظر(0)
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

