☚♥♥♥☛
دست هایت پل آرزوهای من
آغوشت امن تـرین جای دنیـا
نوازش هایت مرهم کهنه زخـم هایم
چشم هایت ساحل آرامش دل طوفان زده ام
پلک نزن ، بگذار اسارتم را به نظاره بنشینم
واما ...
لب هایت گرمابخش بر دل ســردم
وااااای اگر سهم من از زنـدگی تو باشـی
میان آتش مثال ابراهیم خواهـم رفت
ُ
نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور 1398ساعت
22:11 توسط ☚♥♥♥☛
ارسال نظر(2)
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

